خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





گزارش صعود روز جمعه 14 خرداد 95 از مسير گدار زاغو ، كوه بند انار به روستاي گزو

    صبح جمعه مورخ 95.03.14 طبق برنامه‌ريزي قبلي در محل خانه‌ي معلم تجمع كرديم.

    كم‌كم دوستان از راه رسيدند و با توافق يكديگر با 3 دستگاه سواري و يك دستگاه وانت جمعا 19 نفر راهي شديم.

    ساعت 6.5 صبح از ابتداي مسير ، حركت آغاز شد. ابتداي مسير چند آبگير شاخته شده كه آبي در آن‌ها وجود نداشت. به مرور وارد دره‌اي تنگ مي‌شويم كه در گوشه گوشه‌ي آن آثار كنده كاري توسط دستگاه‌هاي سنگين راه‌سازي به چشم مي‌خورد. فردي به دنبال يافتن معدن و رگه‌هاي زغال بيشتر طول دره و حتي تا نزديكي‌هاي قله را كاويده و خسارات زيادي به عرصه‌هاي طبيعي و به تبع آن به تنوع زيستي منطقه وارد كرده است. اين امر بر اعضاي گروه گران تمام مي‌شود اما كاري جز تاسف خوردن از دستمان ساخته نيست.

    دره را مي‌پيماييم. آثار آب و به دنبال آن صداي شرشر آن در اين صبح تابستاني دلنواز است و گوش و چشم همنوردان از آن جظ و بهره مي‌برد.

    مناظر زيبايي در طول مسير وجود دارد كه دوربين و گوشي به دستان گروه از اين فرصت‌ها استفاده كرده و هر از گاهي افراد را براي گرفتن عكس يادگاري وادار به توقف مي‌كنند.

    در محلي كه درختان زرشك و نسترن وحشي تقريبا دره را مسدود كرده و بوته‌هاي پونه لابلاي آن‌ها خودنمايي مي‌كنند براي صرف صبحانه توقف مي‌كنيم. هر چند كه هنوز براي اين كار خيلي زود است ، اما به دليل اين كه قسمت بالاي دره آبي به اين گوارايي نيست و از طرفي بعضي از دوستان به دليل مشغله‌ي كاري قصد بازگشت دارند بهترين جا براي صرف صبحانه همين نقطه است.

    آتشي برپا مي‌شود. كوله‌ها باز و هر كس صبحانه‌اي را كه با خود آورده با ديگران تقسيم مي‌كند. پس از صرف صبحانه و برداشتن آب تعداد 4 نفر از دوستان ما را تنها گذاشته و برمي‌گردند.

    هنوز مسير در كف دره است. مقداري كه جلوتر مي‌رويم براي ديدن درخت اُرس كهنسالي كه در منطقه به (سِبل اودار) (sebl e ewdar) (درخت ارس كهنسالي كه از داخل تنه و ريشه‌ي آن چشمه‌ي آبي جاري است. در سال‌هاي اخير به دليل خشكسالي‌هاي متوالي آب اين چشمه بسيار كم شده است) معروف است مجبوريم كف دره را رها كرده و به سمت راست سربالايي نسبتا تندي را بالا برويم.

    سه نفر از دوستان ديگر كه تدارك ناهار را به عهده دارند مجبور به ترك گروه مي‌شوند. مسير سربالايي را ادامه مي‌دهيم. در سمت چپ درختان به هم تنيده‌ي زرشك و نسترن وحشي عطر و بوي خاصي در هوا پراكنده‌اند.

    مقداري كه به سمت بالا مي‌رويم درخت ازس كهنسالي است كه چيزي از درخت ارس آبدار كم ندارد الا آب.

    قراز مي‌شود براي اندكي استراحت و انداختن چند عكس يادگاري در كنار اين درخت توقف كوتاهي داشته باشيم.

    هنوز همه نرسيده‌اند كه سر و كله‌ي ماري پيدا مي‌شود كه همه را هبجان زده و مضطرب مي‌كند. دوربين ها به كار مي‌افتد و تصاوير متعددي از زواياي گوناگون از آن گرفته مي‌شود. آقاي نخعي همنورد فعال و پر حاشيه‌ي گروه اقدام به گرفتن مار مي‌كند تا همه به راحتي آن را مشاهده كرده و مخصوصا دو برآمدگي بالاي چشم‌هايش كه حالت شاخ مانند دارد را ببينند. خلاصه اين ماجرا به خوشي و خرمي به انتها رسيده و مار را رها مي‌كنيم تا در زير سنگي به استراحت بپردازد.

    راهمان را به سمت سبل آبدار ادامه مي‌دهيم. به آنجا كه مي‌رسيم ديدن اين درخت و چشمه‌ي آب آن و نخ و پارچه‌هايي كه به نيت نذر و دعا به شاخه‌هاي آن بسته شده همه را متعجب و كنجكاو مي‌كند. سعي مي‌كنند همه‌ي اين‌ها را در قاب تصوير جاودانه كنند. يكي ديگر از دوستان هم از اينجا به پايين برمي‌گردد. مي‌مانيم 11 نفر.

    از اين‌جا تا بالاي گدار يا همان گردنه راه پاكوب مال‌رويي هست كه به صورت تراورس حركت گروه را سريع‌تر و راحت‌تر مي‌كند.

     بالاي گدار راه مالرو به دو شعبه تقسيم مي‌شود. راه سمت راست كه اندكي ارتفاع مي‌گيرد به سمت تنگل راور و راه مستقيم يا سمت چپ به سمت گود زاغو سرازير مي‌شود. مسير ما اما هيچ‌يك از اين راه‌ها نبود.

    روي گردنه آثاري از چند سنگ‌چين وجود دارد كه احتمالا در ايام گذشته چوپانان يا كتيرا گيران براي استراحت خود ساخته‌اند. دز اين محل توضيحاتي براي همنوزدان داده مي‌شود. اسامي قلل و ارتفاعات و دره‌هاي قابل مشاهده براي آن‌ها بيان مي‌شود و سپس در ساعت 12 ظهر  راه‌هاي مال‌رو را رها كرده و به سمت چپ بالا مي‌رويم تا بر روي خط‌الراس كوه بند انار قرار گيريم.

    از بالاي كوه روستاهاي توتك ، دهو نقيب و گزو به خوبي پيدا هستند. مقداري روي خط‌الرس پيش مي‌رويم تا مسير نسبتا راحتي را براي فرود انتخاب كنيم و به سمت گزو پايين برويم.

    درخت سبلي كه سوخته است توجه اعضاي گروه را جلب كرده و همه از نابود شدن آن ناراحت مي‌شوند. شايدحادثه‌اي طبيعي هم‌چون صاعقه باعث سوختن اين درخت كهنسال شده باشد و شايد هم دست بني بشري در اين كار دخالت داشته. والله اعلم   

    از بالاي كوه مسيرها را برانداز كرده و يك مجل را براي فرود انتخاب مي‌كنيم. ابتداي مسير با دشواري‌هاي زيادي همراه است. چون هيچ آثاري از راه پاكوب وجود ندارد اعضاي گروه از مسيرهايي كه به نظر مطمئن‌تر مي‌آيند به سمت پايين هدايت مي‌شوند. هر چه پايين‌تر مي‌آييم هم شيب ملايم‌تر مي‌شود و هم صخره‌ها و سنگلاخ‌ها به تدريج كم‌تر و كم‌تر مي‌شوند.

    در ساعت 2 عصر پس از 6.5 ساعت پياده روي ، كوه‌پيمايي و كوهنوردي ، همه‌ي اعضاي گروه به سلامت در كنار استخر آب روستاي گرو جمع مي‌شوند. آنهايي هم كه از مسير برگشته‌ بودند وسايل نقليه را به روستا آورده‌اند. توسط خانواده‌ي آقاي عباس رحماني از همه با كلوچه و چاي و ميوه پذيرايي مي‌شود و سپس ناهاري كه زحمت فراهم كردنش با ايشان بوده در سفره قرار مي‌گيرد. اين پذيرايي و مراسم دعا و نيايش به مناسبت سالگرد درگذشت مرحوم حسين رحماني پدر بزرگوار آقاي عباس رحماني تدارك ديده شده است. خداوند اين پدر از دست رفته و تمام درگذشتگان را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار دهد ان‌شاالله.

    بعد از ناهار طبق معمول آنها كه عجله بيشتري دارند زودتر و آنها كه كمي خونسردتر هستند اندكي ديرتر با ماشين به سمت راور حركت مي‌كنند.

    از اين كه باز هم يك برنامه را در كمال سلامت برگزار كرديم خدا را شاكريم.

    به اميد صعودها و برنامه‌هايي بهتر.   

     


    این مطلب تا کنون 4 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مي‌شود ,مسير ,گروه ,كرده ,درخت ,مي‌كند ,اعضاي گروه ,ابتداي مسير ,فرود انتخاب ,عباس رحماني ,براي فرود ,
    گزارش صعود روز جمعه 14 خرداد 95 از مسير گدار زاغو ، كوه بند انار به روستاي گزو

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده